یه روز دیدن مجنون نشسته هی با دستش مینویسه لیلی....هی گریه میکنه
اشکش میاد....اسم لیلی پاک میشه...خاک ها مبدل به گل میشه....گفتن چی کار میکنی؟ مگه دیوونه شدی؟....گفت:
چون میسر نیست ما را کام او.....عشق بازی میکنیم با نام او

فکر میکردم که عشق یک پرنده است
یک گل است
یک ترانه است
یا که خنده های کودکانه است
هر چه هست جاودانه است
•••
فکر میکنم که عشق مذهب است
آب و نان و باد و خاک و خانه نیست
مکتب است...
•••
عشق مرگ نیست
زندگی ست
سخت نیست 
عین سادگی ست
عشق عاشقانه های باد و گنذم است
اولین پناهگاه کودکی
آخرین پناهگاه آدم است
روی برگ لاله های سرخ نو شکفته در سپیده دم
چو شبنم است

دوست دارم بهت نگم دوست دارم دوست دارم احساس كني دوست دارم


باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است
كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد![]()
يه نفس عميق بکشي .اون موقع منم ميتونم فراموشت کنم...![]()


یه روز دیدن مجنون نشسته هی با دستش مینویسه لیلی....هی گریه میکنه
اشکش میاد....اسم لیلی پاک میشه...خاک ها مبدل به گل میشه....گفتن چی کار میکنی؟ مگه دیوونه شدی؟....گفت:
چون میسر نیست ما را کام او.....عشق بازی میکنیم با نام او
بدترین حسرت,نداشتن جسارت برای نگه داشتن کسی است که دیوانه وار دوستش داری...
و افسوس از دست دادن زمانیکه برای داشتنش داشتی و به نمیدانم چرایی در دنیای ترس و سکوت حرامش کردی...
و عذاب سالهای با دیگری بودنش..
آن زمان که "ای کاش" تنها کلام آشنا در کاسه ی چه کنم چه کنمت است ...
نازنین من!
برای آخرین اولین بار می خواهم بگویمت که تو هرگز نخواهی فهمید, معنای عشق را..
عشق:
دل می خواهد برای باختن
جسارت می خواهد برای گفتن
لیاقت می خواهد برای داشتن...
نازنین من !
برای سوزاندن دلت که دلم را در انتظار کشت می گویم:
راستی, هنوز هم دوستت دارم!!

خدا وصیت منو گوش بده نامه مو بخون شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم باش
می سپارمش بهت میرم تمام تارو پودمو یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو
خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو
بهش بگه دوسش داره خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون
خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم .
راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین من اونه خودم مهم نیست اما اون نزاری تنها بمونه
بمیرم باسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد وقتی که حرصش میگیره میگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه میبینه من بقضم گرفت همین دیونه بازی هاش از اول چشممو گرفت

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و بجاش يه زخم هميشگي روبه قلبت هديه داد زل بزني ، بجاي اينكه لبريزكينه و نفرت شي حس كني كه هنوزم دوستش داري
چقدر سخته دلت بخواد سرت باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده
چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي...
به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند . * اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد. * به عشق خود وفادارباشيد،تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد . * از تمام وجود عاشق شويد
من پذيرفتم که عشق افسانه است اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت کنم با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما مي روي آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را تلخي بر خوردهاي سرد را
گفتمش آغاز درد عشق چیست ؟ گفت آغازش سراسر بندگیست
گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست
گفتمش درمان درد را بگو گفت درمانی ندارد بی دواس
گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناس

می دونی وقتی که رفتی / رفتی و از من گذشتی
نوشتم من روی دیوار / اسم تو رو به یادگار
می دونی دوست دارم من / می دونی عاشقتم من
مثه یه عاشق دیوونه / که فقط از تو می خونه
شکستم بی صدا با یک نگاه
می دونم نمی شه نه بی تو تو رویا
یک نگاه یه گریه با یک صدا / منو کشت منو برد تنها تو رویا
می دونی اگه بری می میرم آره خوشگل من
بی تو من می میرم تو دامت اسیرم
شکستم بی صدا با یک نگاه / می دونم نمی شه نه بی تو تو رویا
عشق من می میرم بی تو
بی تو من می میرم تو دامت اسیرم
من می میرم اگه نباشی
تو که بودی یار من / تو که بودی مال من
حالا تو رفتی ساکت و خاموشه دیار من
برگرد عزیزم بشنو تو این صدای من / بیا بازم عاشقونه اسممو صدا بزن
باران غم بود و خون بود تو نگاه من
بیا و نرو و بمون روح نشه جدا ز تن
تن خسته ی من آغوش گرم تو رو می خواد
چشم بسته ی من خاطراتتو داره به یاد
اگه بخوای می میرم وقتی تو نباشی / اگه نخوای من می رم حتی ستاره شی
چرا خدا یه کاری کردی که من عاشق بشم
چرا خدا وقتی که من عاشق شدم نموند پیشم؟
تو که معنی اسمت شده واسه من صدا
تو که تا تو رو می بینه می میره با یک نگاه
می دونی وقتی که رفتی / رفتی و از من گذشتی
نوشتم من روی دیوار / اسم تو رو به یادگار
می دونی دوست دارم من / می دونی عاشقتم من
مثه یه عاشق دیوونه / که فقط از تو می خونه
شکستم بی صدا با یک نگاه / می دونم نمی شه نه بی تو تو رویا
یک نگاه یه گریه با یک صدا / منو کشت منو برد تنها تو رویا
می دونی اگه بری می میرم / آره خوشگل من
بی تو من می میرم تو دامت اسیرم
شکستم بی صدا با یک نگاه / می دونم نمی شه نه بی تو تو رویا
بدون تو از زندگی سیرم
عاشقم عاشق تو / عاشق چشم گریانت
من می خوام با تو باشم / عزیز من من می خوامت
خوب دیگه گفتم تو رو چه قدر می خوام خیلی زیاد / حالا تو نرو بیا فاصله ها بره ز یاد
عزیزای دلم عیدتون مبارک
امیدوارم سالی پراز عشق ومحبت داشته باشین .

راز اول عشق
راز عشق در تواضع است . این صفت نشانه ی تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده ی احساس وتفکری قوی است. میان دونفری که یکدیگر را دوست دارند ، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه ی محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میداردترام دو طرف ثابت می ماند. اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو
متفاوت است، با احترام به نظرهایش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد.
راز دوم عشق
راز سوم عشق
راز عشق در اين است كه به يكديگر سخت نگيريد . عشقي كه آزادانه هديه نشود ، اسارت است
راز چهارم عشق
راز عشق در اين است كه رابطه تان را مانند يك باغ با محبت تزيين كنيد . بذر علاقه ها و عقيده هاي تازه بكار كه زيباييبرويد . ضمنا" فراموش نكن كه باغ را بايد هرس كرد ، مبادا غنچه هاي گل پوشيده از
راز پنجم عشق
راز عشق در خوش مشربي است . شوخي با ديگران را فراموش نكن ، در ضمن مراقب شوخي ها هم باش . شوخي ناپسند نكن . شوخي بايد از روي حسن نيت باشد ، نه نيشدار
راز ششم عشق
راز عشق در اين است كه هر روز كاري كني كه شريك زندگيت را خوشحال كند ، كاري مثل دادن هديه اي كوچك ، تحسين،لبخندي از روي محبت . نگذار كه جويبار محبت تان از كمي باران ، بخشكد
راز هفتم عشق
راز عشق در اين است كه حقيقت اصلي عشق ، يعني تفكر را از ياد نبري . آيا يك رابطه ي دراز مدت ، مهمتر از اختلافاتكوچك و زود گذر نيست ؟
راز هشتم عشق
راز عشق در اين است كه مانع بروز هيجانات منفي در وجودت شوي ، و صبر كني تا خونسردي را دوباره به دستآوري . با اين كه احساس جلوه ي الهام است ، اما شخص عصباني نمي تواند چيز ها را با وضوح
درك كند . قلبت را آرامكن تنها به اين وسيله مي تواني چيز ها را همان طور كه هستند ، دريابي .
راز نهم عشق
راز عشق در اين است كه طرف مقابلت را تحسين كني . هرگز با فرض اين كه خودش اين چيزها را مي داند ، از تحسينكردن غافل مشو . مشكلي پيش نخواهد آمد اگر بارها با خلوص نيت بگويي : دوستت دارم . گرچه
احساسات بشري بهقدمت نسل بشر است ، اما كلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند
راز دهم عشق
راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون
كلام رابطه برقرار كنيد .



